|
ミ★ミکولاکミ★ミ خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من.ور نه این دنیا که دیدیم خندیدن نداشت...علی بی غم 0632
| ||
شعر زیبای حمید مصدقتو به من خندیدی و نمی دانستیمن به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدمباغبان از پی من تند دویدسیب را دست تو دیدغضب آلود به من كرد نگاهسیب دندان زده از دست تو افتاد به خاكو تو رفتی و هنوز،سالهاست كه در گوش من آرام آرامخش خش گام تو تكرار كنان می دهد آزارمو من اندیشه كنان غرق در این پندارمكه چرا باغچه كوچك ما سیب نداشت
|
||
| [ : ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||