موضوعات مرتبط: دانستنیها
[ جمعه بیستم دی ۱۳۸۷ ] [ 11:31 ] [ ★ Дli Bi Gham 0632 ★ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.


ミ★ミکولاکミ★ミ
خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من.ور نه این دنیا که دیدیم خندیدن نداشت...علی بی غم 0632 
لینک دوستان
پيوندهای روزانه
لینک های مفید

به گزارش ابنا، در تاريخ، نام شمار بسياري از انسان‏هايي که به ‏طرز جالبي دگرگون شده و به دين روي آورده‏اند، ثبت شده است.
گزارش زير درباره «آليسا حسيناوا»، آوازه‏خوان مشهور موسيقي رپ (hip hop) است که پس از گرايش به اسلام و انتخاب حجاب در سن جواني و در اوج شهرت و طراوت، از محبوبيت و شهره بودن چشم‏پوشي کرد.

مدت‏هاست که زنان با پوشش اسلامي (روسري) در جاي‏جاي شهر «قازان»، پايتخت جمهوري تاتارستان (از جمهوري‌هاي خودمختار کشور روسيه) ديده مي‏شوند. آنها را در مغازه‏ها، دانشگاه‏ها، مترو و در همه خيابان‏هاي شهر مي‏توان ديد.
«آليسا حسيناوا»، خواننده مشهور سابق را در يکي از مکان‏هاي بسيار آرام و ديدني در مرکز قديمي و تاريخي قازان، يعني باغ آرميتاژ ملاقات نموديم. او از جهاتي شبيه به ديگر خواهران مسلمان خود که اغلب مي‏کوشند لباس‏هاي سنتي و محلي تاتار بر تن کنند، نيست. ظاهر او با زندگينامه بسيار جالبش تطابق دارد.
اين ستاره سابق باشگاه مسکو، در آغاز سال 2000 ميلادي با خلاقيت و استعداد خود مورد توجه هنرمندان روسي و اروپايي واقع شد تا جايي که نويسنده معروفي در روسيه به نام «آرتمي تروايتسکي» درباره نوشت که منتقدان، او را سلطان خواننده‏هاي تاتار مي‏نامند.
او در سال 2004 آلبومي توليد کرد که در رده بهترين‏هاي موسيقي روسيه جاي گرفت. وي تنها در روسيه شهرت پيدا نکرد، بلکه او را به فستيوال‏هاي موسيقي مهم خارجي دعوت مي‏کردند.
موفقيت‏هاي بسياري در انتظار اين ستاره روس بود، اما او ناگهان از همه آنها دست کشيده و صحنه نمايش را به کلي ترک گفت.
همه اعضاي خانواده آليسا به دين اسلام مشرف شده‏اند: شوهر او «احمد»، برادر کوچکتر او «بولات» و مادرش که در مدرسه عالي قازان به نام «محمديه» درس مي‏خواند.
او مي‏گويد: «متولد شدن دخترم در جهان‏بيني من تأثير بسزايي گذاشت. در گذشته، من مي‏خواستم هر دو نقش مادري و خوانندگي را با هم ايفا کنم، اما پس از چندي دريافتم که چنين کاري به دليل گرفتاري‏هاي زياد کار خوانندگي امکان‏پذير نيست. پرستار گرفتن براي کودک هم اصلا در خصوصيات يک تاتار نيست. حتي در زبان تاتاري نيز لغتي ه بنام پرستار ديده نمي‏شود. چون ملت تاتار به هيچ‏کس اعتماد ندارد تا فرزند خود را به او بسپارد.
 تاتاري‏ها خود شخصا به فرزندانشان رسيدگي مي‏کنند و اين شايسته‏ترين کار براي زنان تاتاري است. من هم تمام وقت آزادم را وقف دختر سه ساله‏ام «مريم» مي‏کنم.
من فرزند خود را به طور سنتي تربيت مي‏کنم و ياد مي‏گيرم که با فرهنگ عمومي تاتاري، جهيزيه تهيه و ذخيره کنم. در اين زمان من متدين‏تر نيز شده‏ام و خلاقيت‏هاي گذشته‏ي من، برايم کهنه شده است.
به طور کل از طريق فرهنگ تاتاري ويژگي‏هاي يک زن مسلمان براي من آشکار شده و احساس زن بودن و مادر بودن را واقعا درک نمودم.»
آليسا دين اسلام را نيز مطالعه مي‏کند و با تاريخچه مردم تاتار و هنرهاي آنها نيز آشنا مي‏شود. او از دوران گذشته زندگي خود بيزاري مي‏جويد و از آن با بي‏ميلي ياد کرده و مي‏گويد: «مي‏داني! من ديگر نمي‏خواهم در مقابل جمعيت قرار بگيرم. من از موسيقي مأيوس شده‏ام و ديگر نمي‏خواهم براي جلب رضايت افراد معتاد به موسيقي، آواز بخوانم. و همچنين نمي‏خواهم تلاش کنم که آنها خوششان بيايد.
آنها مرا به بسياري از جشنواره‏ها و کنسرت‏ها دعوت نمودند؛ مثلا به فستيوال‏هايي در سوئيس، استوني و... ، اما من دعوت آنها را رد کردم. »
آليسا پنج سال پيش با يک کارگردان تاتاري ازدواج کرد. آن موقع بود که او با اسلام آشنا شده و شهادتين را بر زبان آورد.
شوهر آليسا که در يک خانواده مذهبي تربيت يافته و بزرگ شده است، در اين دگرگوني، نقش قابل‏توجهي داشت.
آليسا مي‏گويد: «به نظر من، هر انساني بايد آرزوي رفتن به بهشت را داشته باشد. من نمي‏دانم چه چيزي مي‏تواند بهتر از اين باشد؟!»
چندي پيش، وي تصميم گرفت تا از مسکو به زادگاهش تاتارستان برگردد، زيرا او در آنجا احساس راحت‏تري مي‏کند: «در گذشته آرزو مي‏کردم که به مسکو بروم، اما اکنون احساس مي‏کنم که زندگي در قازان براي من راحت‏تر است. اگر در مسکو  يا سن‏پطرزبورگ به دليل ظاهر خود و حجابي که دارم، بايد واهمه درگيري و پرخاشگري داشته باشم، در قازان خود را آرام حس مي‏کنم. در اينجا براي شخص مسلمان همه چيز خوب و باب ميل است. مثلا در گذشته براي پيدا نمودن کتاب‏هاي اسلامي بايد تمام مسکو را زير پاي مي‏نهادم، ولي در اينجا به راحتي به مغازه‏هاي اسلامي مراجعه کرده و آن را خريداري مي‏نمايم.»
ليسا مي‏افزايد: «اينجا بين مسلمانان رابطه خوبي برقرار است و مساجد و قهوه‏خانه‏هاي اسلامي، مکان‏هايي هستند که من به راحتي مي‏توانم در آن با مسلمانان به گفتگو بنشينم.
من عاشق روستاي «استارو تاتارسکي» در قازان هستم و از قدم زدن در آنجا لذت مي‏برم.
هم‏اکنون وقت خود را صرف دخترم «مريم» مي‏نمايم و به او ياد مي‏دهم که آفريدگار خود را فراموش نکند.
آنچه براي من اهميت دارد، اين است که هم‏اينک عضو يک خانواده با ارزش و پولادين هستم و در سايه شوهرم احساس آرامش و رضايت مي‏کنم و همانند يک زن حقيقي تاتار، به فرزند خود رسيدگي مي‏کنم.
من همچنين مي‏خواهم در اينجا به فعاليت‏هاي اجتماعي و فرهنگي بپردازم تا براي جامعه مسلمان خود مفيد باشم.»
 اين گزارش، برگردان مطالبي است که توسط «دانيک گارايف» در پايگاه اطلاع‏رساني اسلام‏نيوز منتشر شده است.

درباره وبلاگ

سلام
با عرض خوش آمد گویی به شما دوستان عزیز
علی هستم
متولد 24  اردیبهشت ماه سال 1366 و ساکن خرمشهر...
از سال 83 وبلاگ نویسی رو شروع کردم و اولین وبلاگ من همه فن حریف بود که متاسفانه فیلتر شد
و الان اینجا در خدمت شما هستم...
امیدوارم  با نظراتتون من رو دلگرمی بدین...
در ابتدا موضوعات این وبلاگ متنوع بود از آهنگ و فیلم تا جوک و دانستنی و...اما تو ابن چند سال که همه تو گوشین مثل تلگرام و واتساپ و.‌‌..شده دفترچه شخصیم برای یادآوری
پس اینجا مینویسم که مرور کنم که تجربیاتمو بگم شاید بدرد کسی خورد شایدم نه مهم مرور روزگارمه
حرف آخر....................
زین پیش نبودیم و نبود هیچ خلل***زین پس چو نباشیم جهان خواهد بود .
موفق باشید
علی بی غم 0632

لینک های مفید

امکانات وب

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس